ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 170
تاريخ رشيدى ( فارسي )
هنگام خواندن آثار آنها ، جستجوى يك فهرست اصولى بىفايده است ، اما به نظر من اگر آثار مذكور ، مطابق با زمان و مكان صحيح و مقتضيات ديگر خوانده شوند ، به ندرت تناقضات واقعى در آنها پيدا خواهيم كرد ؛ زيرا سستى و نادرستى كتب آسيايىها مربوط به مواردى - مانند ارقام ، سنجشها ، تفصيلات جغرافيايى و غيره - است ، در حالى كه موضوعاتى از قبيل نسبت خونى ، نسبت خانوادگى و نژاد قومى را معمولا به طور قابل ملاحظهاى روشن ساختهاند . اما در اينجا بايد مغولها را ترك كنيم و نظرى اجمالى به اصل و نسب تركان ، يا اويغورها كه شايد بتوان آنها را نياكان بلافصل جمعيت آلتى شهر ( و در واقع تمام تركستان شرقى ) و ريشه اصلى نژاد آنان محسوب كرد ، بيندازيم . اويغورها در گذشتههاى دور چه كسانى بودهاند ، و ريشه آنها چه بوده ، اينها سؤالات تحقيقىاى هستند كه در اينجا نيازى به بررسى آنها نيست . بهترين يادداشتها در مورد ايشان در خلال اوايل دوران تاريخى ، به سرزمين خانگى آنها اشاره دارد كه در شمال غربى مغولستان قرار داشته ؛ اما در سالنامههاى چينى « 1 » قرن نهم نوشته شده كه ايشان از آنجا تغيير مكان داده و توسط قرغيزها « 2 » به سوى جنوب رانده شدند ، قرغيزها در آن زمان در پى قدرت برخاسته ، و مانند ديگر قبايل ترك مىخواستند به طرف جنوب و غرب فشار بياورند . به نظر مىرسد كه در زمانهاى قديم حداقل دو اتحاديه از اويغورها در شرق دور وجود داشته : يكى در ناحيهاى مىزيست كه امروزه به زونگاريا مشهور است و نايمان اويغور يا « هشت اويغور » ناميده مىشد ، در حالى كه ديگرى ساكن سرزمينى بود كه اورخون و تولا آن را مشروب مىساخت و امروزه به تغوز اويغور ، يا « نه اويغور » شناخته مىشوند « 3 » . هنگامى كه تغوز اويغورها به جنوب و غرب رانده شدند . نايمانها در سرزمين قديمى باقى ماندند و در
--> ( 1 ) . ر . ك : برتشنيدر ، 1 ، ص 236 و بعد از آن همچنين به 129 . p , . tsil - lxuaelbat , htorpalk . ( 2 ) . يا به عبارت صحيحتر ، چنانچه آقاى سر هاورث نوشته - « مردمى كه چينىها آنان را هاكاس مىخواندند و در رساله كرايس ) siarek ( من با عنوان نياكان آن مردم مشهورى - پيروان پرستر جان ) nhoj retserp ( - معرفى شدهاند كه در روزگار چنگيز ، به عنوان حاكمان سرزمين قديم اويغور نمودار مىگردند . ( 3 ) . من اين تعريف را مرهون سر هاورث هستم .